تبليغاتX
زیباتراز زشتی
زیباتراز زشتی
نگارش در تاريخ چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 توسط علیرضا
خداحافظی غمگین ترین شعر دنیاست پس خداحافظ تا....................................................
نگارش در تاريخ چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388 توسط علیرضا

روزی مردی مستجاب الدعوه پای کوهی نشسته بود، به کوه نظری انداخت و گفت: خدایا این کوه را برایم تبدیل به طلا کن. در یک چشم بر هم زدن کوه تبدیل به طلا شد. مرد از دیدن این همه طلا به وجد آمد و دعا کرد: خدایا کور بشود هر کسی که از تو کم بخواهد.

در همان لحظه هر دو چشم مرد کور شد

التماس دعا یا علی

نگارش در تاريخ پنجشنبه دهم دی 1388 توسط علیرضا
سلام.........................
نگارش در تاريخ جمعه بیستم شهریور 1388 توسط علیرضا
گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم …


گفتی: فانی قریب

 
     .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.

 

 

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش می‌شد بهت نزدیک شم …


گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال

 
     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.

 

--------------------------------

 

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!


گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم


     .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

--------------------------------

 

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی …


گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه


     .:: پس از خدا بخواهید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.

 

--------------------------------

 

گفتم: با این همه گناه… آخه چیکار می‌تونم بکنم؟

     
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده


     .:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

 

--------------------------------

 

گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...


گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب

 
     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.

 

--------------------------------

 

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟

 
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا


     .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

 

--------------------------------

 

 

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

 
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله


     .:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

 

    

 

 

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! …  توبه می‌کنم

 
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین


     .:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

 

--------------------------------

 

 

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک

     
گفتی: الیس الله بکاف عبده

 
     .:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

 

--------------------------------

 

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟

 
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم

من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما


.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش


 
درباره وبلاگ

به تماشا سوگند
و به آغاز كلام
و به پرواز كبوتر از ذهن
واژه‌اي در قفس است

حرف‌هايم مثل يك‌تكه چمن، روشن بود
من به آنان گفتم:
آفتابي لب درگاه شماست
كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي‌تابد
و به آنان گفتم:
سنگ، آرايش كوهستان نيست
همچناني كه فلز، زيوري نيست به اندام كلنگ
در كف دست زمين، گوهر ناپيدايي‌ست
كه رسولان، همه از تابش آن خيره شدند
پي گوهر باشيد
لحظه‌ها را به چراگاه رسالت ببريد
و من آنان را
به صداي قدم پيك، بشارت دادم
و به نزديكي روز، و به افزايش رنگ
به طنين گل سرخ، پشت پرچين سخن‌هاي درشت
و به آنان گفتم:
هر كه در حافظة چوب، ببيند باغي
صورتش در وزش بيشة شور ابدي خواهد ماند
هر كه با مرغ هوا دوست شود
خوابش آرام‌ترين خواب جهان خواهد بود
آنكه نور از سرِ انگشت زمان برچيند
مي‌گشايد گره پنجر‌ه‌ها را با‌ آه

زير بيدي بوديم
برگي از شاخة بالاي سرم چيدم، گفتم‌:
چشم را باز كنيد
آيتي بهتر از اين مي‌خواهيد؟
مي‌شنيدم كه به هم مي‌گفتند:
سِحْر مي‌داند، سِحْر!
سر هر كوه، رسولي ديدند
ابر انكار به دوش آوردند
باد را نازل كرديم تا كلاه از سرشان بردارد
خانه‌هاشان، پُر داوودي بود
چشمشان را بستيم
دستشان را نرسانديم به سر‌شاخة هوش
جيبشان را پُر عادت كرديم
خوابشان را به صداي سفر آينه‌ها آشفتيم
سلام من علیرضا هستم

به وبلاگ من خوش اومدید
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
قالب وبلاگ